سمیه عادلی

وبلاگ سمیه عادلی

جاودانه

سمیه عادلی
سمیه عادلی وبلاگ سمیه عادلی

جاودانه

صدای چک چک باران چراغ خانه ی ما کو؟

درخت توت قدیمی گل جوانه ی ما کو؟

تمام جنگل افرا، اسیر دود سیاه است

فرشته های سخنگوی آشیانه ی ما کو؟

مه غلیظ گرفته مسیر چلچله ها را

مدینه ی دگری نیست پشتوانه ی ما کو؟

نمی شود! نه چگونه؟ چطور از تو بپرسم؟

سفیر غار حرا آخرین نشانه ی ما کو؟

هزار سال دگر رفت و مادران ننوشتند

تو را به فاطمه انگشتر زمانه ی ما کو؟

بهار هم برسد با شکوفه های سپیدش

بدون بال و نفس نای عاشقانه ی ما کو؟

اگرچه آبی دریا میان چشم تو‌ خفته

برای ابر شدن کثرت بهانه ی ما کو؟

بهای دیدن عنقا سفر به قله ی قاف است

ولی سپاه کفن پوش چندگانه ی ما کو؟

نشسته ایم که دنیا به ما نظر کند اما

برای زنده شدن مرد جاودانه ی ما کو؟


موضوعات مرتبط: غزل
برچسب‌ها: سمیه عادلی , شعر , غزل , رز هلندی من

تاريخ : یکشنبه چهاردهم بهمن ۱۴۰۳ | 19:2 | نویسنده : سمیه عادلی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.